سلام به شما جووناي نسل آينده
شما كه محو نميشه از لباتون خنده
شما كه نفس ميكشيد تو هواي آزادي
شما كه زندگيتون عجينه با شادي
تو روزگار شما جون آدم ارزون نيست
كسي به جرم تفكر تو كنج زندون نيست
سزاي بال پرنده گلوله بارون نيست
جنايت آسون نيست
روي سنگفرش خيابونتون
نميشه ندايي غرق خون
كسي به اسم ولايت به اسم دين خدا
نميگه آي خلايق! مباحه خون شما!
خلاصه عصر شما، عصر صلح پاينده است
زمان خوب رهايي، زمان آينده است
براي نسل شما خط فقر و بقا ،
فقط دو فصل عجيب از كتاب ديروزه
نه داغ و دار و شكنجه
نه تيغ و پنجه زور
نه بند و قفل اسارت
نه قيچي سانسور
نميدونيد چيه معناي كودك وكوچه
نديده ايد جووني بگه بيا اي مرگ!
كه زندگي پوچه ...
كسي نميده خبر از فرار دخترها
كسي نميگه بريده ان پر كبوترها
تو روزگار شما هركي هست خوشبخته
كسي نميگه كه اي واي! زندگي سخته...
.
.
.
خوشحالم...
از اينكه حال شما خوبه شاد و خوشحالم
از اينكه خاك شما سبزه ...آسمونتون آبي...
از اينكه رنگ شباتون هميشه مهتابي...
از اينكه بغض غريبي تو صداتون نيست
از اينكه حلقه اشكي تو نگاتون نيست
من از تصور آزادي شما شادم
پر از اميد و پر از شور وشوق ميلادم
براي نسل شما ما گذشتگان هستيم
مسافراي قديمي اين جهان هستيم...
ميخوام بگم كه بدونيد روز ما شب بود
هميشه جاي قمر ، حول و حوش عقرب بود!
ميخوام بگم كه بدونيد واسه ما پرواز
يه حرف و واژه ممنوعه بود از آغاز
رو بوم خاطره هامون خطوط خون پيداس
غمي كه تو دل ماست از نگاهمون پيداس
ولي ميخوام كه بدونيد نسل ما امروز
هزار بار شكوفاتره از هر روز
ما از هجوم سپاه ستم نترسيديم
به جاش ايستاديم...
به جاش جنگيديم...
ما به زنجيرا عادت نكرديم...
تو شب نكبت نا اميدي، فكر يه خواب راحت نكرديم...
ما فقط بي تفاوت نَشِستيم
توي اين بتكده بت شكستيم
تو سكوت سياه زمانه وقتي ممنوعه شد هر ترانه
ما صدامونو آزاد كرديم... دردامونو فرياد كرديم...
شب شد از عزم ما پاره پاره
كهكشون ساختيم از ستاره
ما به دلمردگي تن نداديم
خاكمونو به دشمن نداديم
رد شديم از ”نميشه”... ”نبايد” ...
از ”اگر”...”كاشكي”.... يا كه ”شايد” ...
حرف ما ازهمون اول اين بود:
”ميتوان”، ”ميتوانيم و بايد”
ما همه مي توانيم و بايد...
آهاي آدماي نسل آينده خوشحالم ...
از اينكه حال شما خوبه، شاد و خوشحالم
من از تصور آزادي شما شادم
پر از اميد و پر از شور و شوق ميلادم


No comments:
Post a Comment